خرید بک لینک
میرزاعبدالقادر متخلص به بیدل شاعر نامآورسبک هندی در سدههای یازدهم و دوازدهم است. عبدالقادر بیدل دهلوی در بیشتر اشعار و آثارش دارای نگرش عرفانی خاص و منحصر به فرد است. وی را نمیتوان شاعری مذهبی یا آیینیسرا دانست، اما با این همه چند قصیده و مثنوی ارزشمند در مدح حضرت علی(ع) دارد که بیانگر علاقمندی او به اشعار آیینی و ستایش اهل بیت(ع)، خاصه ارادت او به مولای متقیان است.

به این شوری که در سر دارم از سودای پنهانش سر مویی اگر بالم، جهان دَرَّد گریبانش...

در این مرتع، شکــار مکرِ روباهان شد آن غافل که آگاهی ندادند از کنام شیر یزدانش

کدامین شیر یزدان؟! مرتضی آن صفدر غالب که می خوانند مردان حقیقت، شاه مردانش

نگه دریوزه کن تا بینی آن آیات قدرت را به دلها گوش نه تا بشنوی آواز قرآنش

ز اِنعام «سَلُونی» بر خط امکان، صلاگستر ز حکم «لو کشَف» بر عالم تحقیق، فرمانش

تأمُّل تا عیار دستگاه قدر او گیرد دهد دوش نبی اللّه، نشان از پایه شانش

دو طاق منظر رحمت، خم محراب ابرویش دو مصراع در علم نبی، لبهای خندانش

ترحّمآفرین ذاتش، شفاعتپرور اخلاقش کرمتصویر، الطافش، نجاتایجاد احسانش...

به گاهِ حمله ی این شیر، اگر خواهد سپر داری جگر در خاک جوید رستم از سام نریمانش

شُکوه رعد غیرت، صورخیز از نعره شیرش جلال برقِ قهر حق، نگاه چشمِ غضبانش

لب بتگر به تصدیق کمالش یا علی گوید به نوری آشنا گردد که آرد کعبه ایمانش ...

بضاعت کو که باشد تحفه بزم قبول آنجا؟ جهان گر شرم دارد، زیره نفروشد به کرمانش

طریق عجز می پویم، نمی دانم چه می گویم؟! به توصیف خداوندی که دانشهاست حیرانش

(بیدل ج2: 81)

برچسب: نویسنده: نرگس شریعتی تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 7:44

صفحه بندی