خرید بک لینک

نزار قبانی

مرا میرقصاند و میشنواندم کلماتی که مانندشان کلماتی نیست

میگیردم از زیر کتفهایم و تا نشستِ ابرها میافرازدم

باران سیاه در چشمانم میبارد؛ رگبار، چه رگباری

با خود میبردم، میبردم تا عصر ایوانهای پُر گل

و من در دستانش کودکیام، پریام که نسیم میبرد

برایم هفت ماه میآورد و سبدی از غزل

هدیهاش خورشید، هدیهاش تابستان و گروه پرستوها

میگوید بهترینش منم، برابرم با هزاران هزار ستاره

که من گنجم و از من زیباتر ندیده در تمام نگارهها

از شیداییِ آنچه میگویدم، رقصگه و رقص را میفراموشم

کلماتش تاریخم را دگرگون میکند، به آنی از من زن میسازد

از خیال کاخی میسازدم، که جز به آنی ساکنش نیستم

برمیگردم،

برمیگردم به میز تحریرم، هیچ با من نیست، جز کلمات

******************************

يُسمعني.. حـينَ يراقصُني كلماتٍ ليست كالكلمات

يأخذني من تحـتِ ذراعي يزرعني في إحدى الغيمات

والمطـرُ الأسـودُ في عيني يتساقـطُ زخاتٍ.. زخات

يحملـني معـهُ.. يحملـني لمسـاءٍ ورديِ الشُـرفـات

وأنا.. كالطفلـةِ في يـدهِ كالريشةِ تحملها النسمـات

يحمـلُ لي سبعـةَ أقمـارٍ بيديـهِ وحُزمـةَ أغنيـات

يهديني شمسـاً.. يهـديني صيفاً.. وقطيـعَ سنونوَّات

يخـبرني.. أني تحفتـهُ و أساوي آلافَ النجمات

و بأنـي كنـزٌ… و بأني أجملُ ما شاهدَ من لوحات

يروي أشيـاءَ تدوخـني تنسيني المرقصَ والخطوات

كلماتٍ تقلـبُ تاريخي تجعلني امرأةً في لحظـات

يبني لي قصـراً من وهـمٍ لا أسكنُ فيهِ سوى لحظات

وأعودُ.. أعودُ لطـاولـتي لا شيءَ معي.. إلا كلمات

نوشته شده توسط مسیح | لینک ثابت

برچسب: نویسنده: نرگس شریعتی تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 14:21

صفحه بندی